12.30.2008

بازم از كوبا

وقتي مي شه با يكي دو دلار لبخند شيرين و برق نگاه بگيري، هيجان انگيز ترين كاري كه ميشه با پولت بكني انعام دادن ميشه؛ حقوق متوسط يه كوبايي 20 $ در ماهه؛ تقريبا همه هم كارمند دولتند.
......
عجيب ترين چيزي كه ديديم وقتي بود كه توي كوچه پس كوچه هاي شهر ماتانزاس مي گشتيم. دم در خيلي از خونه ها آدم ها همين جور بيكار نشسته بودن يا از پشت پنجره زل زده بودن به بيرون!!ا اينا كارو زندگي ندارن؟!!ا
......
توي غاربلامار راهنماي ديگه اي داشتيم، وقتي ازغار بيرون اومديم فهميده بوديم جايي كه قراره همه مساوي باشن سر آدم هاي باهوش چي مياد، سال ها دانشگاه مي رن و چندتا مدرك از رشته ها متفاوت مي گيرن، كه هيچ كدوم هم به كارشون ربط نداره
......
عكساي سفر كوبا رو اينجا ببينيد.

12.27.2008

كوبا

اقيانوس آبي و شفاف بود، ساحل سفيد.
......
هاوانا شهر قشنگي بود كه مدت هاست هيچ نوسازي توش نشده؛ همه ساختمون هاي قشنگ و با ابهت ش مال قبل انقلابِ . از تصور 50 سال پيش شهر دل آدم مي گرفت ... يه قول حنيف براي خودش نيويوركي بوده!
......
خونه ها رنگي رنگي بود، زرد، قرمز، سبز، همه رنگا....يه نا هماهنگيي خيلي شاداب .... مردم هم رنگي رنگي مي پوشيدن و برخلاف خونه ها، لباسا نو و ترتميز بود.
......
كم با مردم محلي حرف نزديم ، نشنيديم از شكايت و نارضايتي...از ترس بود؟ نمي دونم
......
راهنماي تور مي گفت متداولترين كلمه در كوبا "فردا" ست! ... برو فردابيا! مي گفت ساعت كوبا با بقيه جاها فرق داره، هر دقيقه اش 75 ثانيه داره! ... وقتي همه برنامه ها به تاخير ميوفتاد مسافرا به شوخي ميگفتن منظورش اين ساعت به وقت كوبا بود
......
مي گفت، با افتخار، توي كوبا بي خونه نيست و تعريف كرد كه خريد و فروش خونه غير قانونيه!!ا
......

12.13.2008

اگه به من بود همه راننده كاميون هايي كه بين دو خط رانندگي نمي كنن رو 30 سال حبس مي دادم!!ا

11.05.2008

%95???

A-ha!.... so it's racism when a white person votes for colour, but not if a black person votes for colour.
* Overall popular vote for Obama: %52 (among blacks: %95)

10.29.2008

چركنويس هاي عزيز

چه حالي مي ده آدم از كپي هاي رزومهاش به عنوان كاغذ چركنويس استفاده كنه.

10.22.2008

sisters

Here is a picture of us, when I wear what I recently bought for myself, and you're in what you recently bought for yourself... this is another one ... I'm in what you got me as a gift, and you're wearing a gift from me ..... ....... smiling anyhow! :)

10.08.2008

در مقابل آدم هاي متفاوت، ارزش راستگويي برام متفاوتِ. عجيبه؟

10.01.2008

اسباب كشي هميشه با اعصاب كُشي همراهه.

9.24.2008

ديدي چقدربيشتر مزه ميده يه جونوري رو توي طبيعت ديد تا تو باغ وحش ؟ توي جاده هاي جنگلي چشامونو تيز ميكنيم كه شايد يه گوزن ببينيم؛ انگار با اونايي كه توي باغ وحش ديدم فرق داره! دارم فكر مي كنم شايد ديد زدن خونه مردم هم از همين مدل جالبياته!!ا

9.17.2008

انگليسي حرف زدن با يه دوست عرب خوبيش اينه كه اگه يكي تون انگليسيِ يه كلمه رو ندونه، عربي كلمه احتمالا معني رو مي رسونه

9.10.2008

تعبير خواب

همه خوابش رو مي ديدند،
- خواب دايي رو ديدم.... مي گفت اين كه پولي نيست دايي جون، فكر نكن من رفتم، زنم كه هست
- خواب بابات رو ديدم... مي گفت بهت بگيم حجابتو نگه داري
- حاجي اومد به خوابم... گفت اين پول و بگيرو شرمنده زن و بچه ات نشو
- خواب اون خدا بيامرز رو دبدم.... ازم خواست بهتون بگم به ابن يارو اعتماد نكنيدا، براتون نقشه ها داره
.....
اين خوابا تمومي نداشت، يكي عاشورا خواب ديده بود، يكي عيد فطر، يكي بعد نماز شب، يكي سر اذان صبح..... مث انكه فقط آدرس خواب مارو گم كرده بود

9.05.2008

هيجان سازي

روزي بار قيمت نفت رو چك مي كنم، با كم شدنش شاد مي شم، با زياد شدنش حرص مي خورم...يكي ندونه فكر ميكنه چه سرمايه خفي توش دارم!

9.03.2008

CNN-phobia

Canadians rarely get to see the wife of their prime minister on TV;
Americans, thanks to their media and THE best political team on TV (right! entertainment team), are just about to discover the panties' color of the daughter of vice presidential nominee of a presidential candidate of the US!

8.08.2008

الكي خوش

بارون نم نم مياد، وارد بزرگراه 401 مي شم، برف پاك كن رو خاموش مي كنم... بالايي سر خوردن قطره بارون رو شيشه ماشين تماشايه!ا

7.31.2008

پز توالت

دوست كبك نشينمون ميگه فرانسوي ها اگه بخوان از دستشويي عمومي حرف بزنن كلمه توالت رو جمع مي بند (aux toilletes)، كبكي ها نه (la toilette ).

قضيه اينه كه توالت عمومي هاي فرانسه كثيفه؛ بايد چندتا باشه كه يكيشو تميز پيدا كني، تو كبك يكي كافيه!ا

7.19.2008

wrong sequence?

This is Chris when I first met him; he was single. ....a little later.... he got married, ...then....there was their first baby,I can imagine him with his second child! It's weird, time flies away.

7.12.2008

made in nature

ِساحل درياچه سوپرير

7.09.2008

از تورونتو به تهران

"Those were the days" in Youtube ......

Through the door there came familiar laughter
I saw your face and heard you call my name
Oh my friend we're older but no wiser
For in our hearts the dreams are still the same
...................
Those were the days my friend
We thought they'd never end
We'd sing and dance forever and a day
We'd live the life we choose
We'd fight and never lose
For we were young and sure to have our way.
La la la la...
Those were the days, oh yes, those were the days

7.05.2008

گل هاي وحشي رو دوست دارم،مخصوصا اونايي كه در كمال پررويي از صخره در ميان

7.01.2008

شبكه عصبي

حيرت انگيزه كه چه جوري شبكه عصبي آدم ياد ميگيره.
سال ها ظرف ششتن مامانم رو ديده بودم، ديده بودم كه صورتش عرق مي كنه وبا بازوش عرق پيشونيش رو پاك ميكنه (خوب دستش خيس و كفي بود) . من هم از اولين بارها كه شروع كردم به ظرف شستن اين كار رو مي كردم، با اينكه عرق نميكرد صورتم و حتي نمي دونستم چرا بازوم رو به پيشونيم ميكشم! فقط يه تقليد نا آگاهانه بود.
از وقتي فهميدم چرا، خودآگاهم به ناخوداگاهم مي گفت اينكار رو نكن. قسمت عجيبش اينه كه حالا وقتي ظرف مي شورم پيشونيم مي خاره و بايد با بازوم بخارونمش!!!!! ... خيلي حيرت انگيزه

6.24.2008

George Carlin

خدا بيامرزه جورج كارلين رو. در سوگ اين عزيز اين فيلمش رو ببينيد
George Carlin on abortion: "....What about the carbon atoms? ha? ... Human life could not exist without carbon, so is it just possible that maybe we shouldn't be burning all these coal? ....just looking for a little consistency here .... "

6.17.2008

گرماي دلپذير

حنيف اهل بلاگ نوشتن نيست، ولي هر چند وقت يه بار فكراشو به شكل يه نوشته بلند مي نويسه. اخيرا هم يكي با عنوان "و آنچه ما داریم (نگاهی تحلیلی به خصایص مثبت فرهنگ ایرانی و نقش آن در تبلور مدرنیته بومی)" نوشته كه خوندنش رو پيشنهاد ميكنم. هرچند در حين نوشتن و حتي قبلش كلي سرمطالبش باهم حرف زده بوديم بازم يه قسمت هاييش هيجان زده ام مي كنه، مثل "هيجان يا آرامش" و "فردگرايي و زندگي گروهي".

6.11.2008

بابا تميييييزززز

$5000.00 FINE for littering in Awenda Provincial Park.

6.04.2008

افزايش آنتروپي

وقتايي كه از منظم شدنم نا اميد ميشم كلي پوشه و كلاسور و لييل هاي رنگي مي خرم! در كمتر از دو ماه همشون يه گوشه پرت و پلان توي اتاقم!

5.28.2008

Intimacy

"The pain now is part of the happiness then. That's the deal." Shadowlands

5.21.2008

بابا دقققققتتتت

16 Km/h! Maximum speed in Toronto zoo parking lot!

5.14.2008

قل كاوهِ

خيلي اين آقاي پيثر ون لوئن (عضو پارلمان كانادا) شبيه كاوه است! حتي مدل چپكي راه رفتنش هم شبيه! اينم يه فيلم ازش ،از دقيقه اول حرف ميزنه.

5.11.2008

پارسي را پاس ميدارد

هندسه گري اندرتور = Internet Engineering

4.17.2008

سلام

اينجا بيشتر براي اينه كه توش لينك هاي مختلف و گاهي عكس بزارم، يه جايي براي ابراز وجود...

About This Blog

About This Blog


  © Blogger template Brooklyn by Ourblogtemplates.com 2008

Back to TOP